نامه‌نگاری پرماجرا

نامه‌نگاری پرماجرا


 حالا كه در حال خواندن این سطرها هستید و احتمالا درباره درستی یا نادرستی انتشار خبرهای انفجار بندر فجیره امارات اظهار نظر می‌كنید یا سهمیه‌بندی بنزین را عملی درست یا نادرست می‌شمارید، بدانید و آگاه باشید كه نفس مطبوعات به شماره افتاده است. احتمالا بهتر از ما خبردار شده‌اید كه بعضی از روزنامه‌های مهم هم حالا دیگر گریزی از مساله كاغذ ندارند. همكاران ما در روزنامه‌های ایران و همشهری تعدادی از صفحات خود را كاهش داده‌اند.
بحران كاغذ دارد می‌رود كه اندك رمق نشریات و مطبوعات كاغذی و چاپی را هم بگیرد و آنها را ببلعد. فعلا اما موج‌های این بحران به جام‌جم و صفحات ما نرسیده و امیدواریم هرگز هم نرسد. روی همین حساب بروید ستون سمت راست همین صفحه را بخوانید تا متوجه شوید عمق بی‌تدبیری‌ها كجاست. خلاصه در این روزها همگی در خلسه روزهای در حال گرم شدن اردیبهشت ماه هستید، روزنامه‌ها و مطبوعات و در ادامه هم ناشران و كتاب‌ها، حال خوشی ندارند. و اما بعد...!
حالا درست است كه بحث كاغذ، غمباد بزرگی شده ولی این روزها علاوه بر كاغذ، بی‌سوژگی هم از در و دیوار رسانه‌ها بالا می‌رود. فرقی هم ندارد كه رسانه آنلاین باشی یا مكتوب و كاغذی. شاید همین هم باشد كه اوضاع این روزهای تحریریه برخلاف روزهای پیشین، آرام و ساكت است. صرفا هم خبر انفجار بندر فجیره در امارات بود كه روز گذشته توانست تحریریه را كمی از رخوت بیرون بكشد. خبری كه البته در ادامه تكذیب شد. همه روضه‌هایی كه در این چند خط خواندیم اما باعث نشده موتور صفحات فرهنگی خاموش شود.
اجمالا صابر محمدی كه در گرفتن آب از كره به درجه فوق‌دكترای تخصصی رسیده، از یك تصویر معمولی در فضای مجازی كه احتمالا خیلی‌هایتان هم دیده و به آن خندیده باشید یك گزارش خوب بیرون كشیده. بله، متن نامه سنگین و رنگین باشگاه فوتبال داماش به رئیس فدراسیون فوتبال را می‌گوییم كه حسابی دست به دست شد. متنی كه فخامت و وزانت و سنگینی از آن می‌بارید. حالا صابر محمدی همین را سوژه كرده و در صفحه 10 حسابی راجع به آن
حرف زده.
علی رستگار، خبرنگار پا به توپ سینمایی گروه هم به بهانه تولید كیانوش خان عیاری رفته سراغ پای ثابت یكی از آثار عیاری. مهران رجبی كه هر قدر بقیه او را به بازیگری طنز می‌شناسند اما از شخصیت‌های ثابت كارهای عیاری است و بعضا حتی شنیده شده كه برچسب اموال كارهای استاد هم رویش خورده. الغرض كه رستگار نشسته پای حرف تو حرف‌های رجبی و حسابی در صفحه 11 در مورد عیاری با هم جیك تو جیك كرده‌اند. اجمالا این را هم بدانید كه رستگار هنگام ورود رجبی به دفتر یك تهیه‌كننده برای امضای قرارداد توانست او را شكار و به مصاحبه راضی كند. یعنی كه یعنی!