بیانیه گام دوم؛ مبنای تمدن آینده

بیانیه گام دوم؛ مبنای تمدن آینده

شش سال پیش و در چنین روزهایی، رهبر معظم انقلاب با انتشار بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران به تبیین دستاوردهای شگرف چهار دهه‌ گذشته پرداختند و توصیه‌هایی اساسی به‌منظور «جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ» ارائه فرمودند.

بیانیه‌ «گام دوم انقلاب» تجدید مطلعی است خطاب به ملت ایران و به‌ویژه جوانان که به‌مثابه منشوری برای «دومین مرحله‌ خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی» عمل کرده و «فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی» را رقم خواهد زد.در همین خصوص و با توجه به ایام دهه مبارک فجر با حجت‌الاسلام علی ذوعلم، رئیس اندیشکده بیانیه گام دوم انقلاب به گفت‌وگو نشستیم.
 
از رویارویی دیرینه غرب با ایران شروع کنیم؛ آیا این تعارض فکری و همیشگی بوده است؟
تعارض یاتناقضی که میان تمدن شرق وغرب احساس می‌شود،ریشه عمیق فطری ندارد زیراانسان‌ها همه انسانند وبرفطرت توحیدی آفریده ‌شده‌اند.غرب مدرن است که از نگاه معناگرا فاصله گرفته وگرنه غرب باستان که افلاطون و ارسطوو...نماد اندیشگری و فلسفه‌اش هستند و حتی غرب پیش از حضرت مسیح، دارای نگاه توحیدی بود.

جالب است که بسیاری از فیلسوفان و اندیشگران عصر باستان یونان در ایران تحصیل کردند و این علم‌آموزی در ایران باستان، اصولا سنت‌شان بوده!
البته بستر و زمینه تبادل و گفت‌وگوی فرهنگی در اینجا و گستره میان‌رودان (بین‌النهرین) فراهم بوده که قلمرو ایران قدیم بوده است. در حال حاضر می‌توان گفت که تمدن کنونی غرب از فطرت حقیقی خودش دورافتاده زیرا در آنجا هنوز حتی گرایش‌هایی به معنویت و معنا و اشراق وجود دارد.
 
بله، دوران کنونی را عصر بازگشت به خدا و عصر ایمان لقب داده‌اند که ویژگی آخرالزمان است.
اینها نشان می‌دهد آینده تمدن بشر به سوی تمدن معناگرا و توحیدی پیش خواهد رفت. البته تلاش روشنفکران و عالمان در هر گوشه جهان در این باره مغتنم است و هر کوششی که تمدن انسانی و فرامادی را اصلاح، تصحیح و تبیین کند در شکل‌گیری تحول تمدنی آینده موثر خواهد بود. به این معنا آن‌چه که ایران ما به عنوان آرمان و رویایش پیگیری می‌کند؛ حقایقی است که در یک متن پاکیزه شده و چکیده به نام «بیانیه گام دوم» از سوی رهبر انقلاب بیان شده و ارزش‌های هشتگانه‌ای با درستی و شفافیت در آن بیانیه ارائه گردیده که باید در تمدن آینده بشر دیده‌‌شود. ارزش‌های هشتگانه‌ای که فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی و مذهبی و قومی است و به همین دلیل یک تمدن عمیق انسانی و فطرت‌گرا مد نظر ماست که اسلام ناب محمدی برای ما تبیین کرده است. 
 
«برپایی تمدن نوین اسلامی» فقط یک رویا یا چشم‌انداز نیست اما از میان 13کشور ایران فرهنگی و بیش از‌ 50 کشور مسلمان، ما واقعا تنها کنشگران این مهم هستیم! 
و اما درباره آن بار سنگین به تعبیر جنابعالی که بر عهده ماست، باید اصلاحیه‌ای اضافه کنم؛ این بارِ براستی سنگین بر عهده هر جامعه و مردمی و امت و فردی است که به آن بلوغ فکری و الهی رسیده است. بنابر این مردم یمن یا فلسطین نیز باید این بار را به اندازه ما تحمل کنند. هر مردم آزادیخواه و فطرتگرایی در هر گوشه جهان نیز به همین ترتیب.درهمین راستا، جمله رهبر معظم انقلاب در پیام‌شان به دانشجویان آمریکایی حامی فلسطین می‌درخشد که: «شما اکنون بخشی از جبهه مقاومت را تشکیل داده‌اید.»
پس این بار بر عهده فقط یک جامعه و مردم و فرد نیست و البته هر کسی که تعهد و دغدغه و معرفت بیشتری داشته باشد، بار افزونتر و وظیفه بیشتری خودبه‌خود برعهده‌اش خواهد بود. این تلقی غلط را باید اصلاح کنیم که غرب سیاسی و استکباری سعی دارد به آن دامن بزند؛ همین تصور که ایران کوشش دارد یک امپراتوری ایجاد کند و خودش نیز فرمانروای اصلی‌اش باشد. [با وجود تبلیغ رسانه‌های یهود] اصلا این‌گونه نیست! ما در پی ایجاد تمدن هستیم اما این‌که به دنبال برپایی امپراتوری به سبک استکباری امروز آمریکا باشیم، هرگز! البته اقتدار سیاسی لازمه جمهوری اسلامی است و از رهگذر انتخاب آزاد مردم هر سرزمینی باید صورت گیرد. 

نظریه ولایت فقیه، تجلی و نتیجه همین فرآیند است؟
سیستم ولایت فقیه به این معنا نیست که یک ولی فقیه از یک کشور به دنبال این باشد که همه مردمان امت اسلامی را رهبری و هدایت کند. او دنبال چنین چیزی نیست اما اگر مردمان هر جامعه‌ای از او هدایت بطلبند، موظف است به این خواسته توجه کند بی آن که در حاکمیت ملی آنها خللی ایجاد کند.
به عبارتی روشن‌تر، اگر ما در کشورمان پیگیر استقلال و آزادی و نظام مردمسالاری بودیم و هستیم و از رهگذر انقلاب اسلامی آن را برپاکردیم؛ چنین تکلیف و حقی را برای همه کشورها قائلیم تا به عنوان یک تکلیف و حق الهی و فطری و ملی دنبال آزادی خودشان از سلطه بیگانگان باشند. پیگیر استقلال و ایجاد مردمسالاری ویژه خودشان بر پایه حق‌مداری و عدالت باشند نه بر اساس یک نگاه استکباری و تجاوزطلبانه.به همین جهت رهبر انقلاب به صراحت در بیانیه گام دوم تاکید دارند که «جمهوری اسلامی ایران هرگز آغازگر هیچ جنگی نبوده است...»
 
البته در تاریخ نیز کشور ما آغازگر جنگ نبوده! 
البته؛ از آن رو که اسلام نیز ما را رهنمون گردانیده و نوعی خودمدیریتی (خویشکاری) و خودکنترلی ملی (خویشتنداری ملی) در ما ایجاد کرده است؛ ما دنبال کشورگشایی نیستیم و نمی‌خواهیم برای منافع خودمان، اراده و خواسته‌مان را بر دیگران تحمیل کنیم. البته ما مصالح ملت‌ها را به آنها گوشزد می‌کنیم و شعارهای جهانی و فطری خودمان را آشکار و فراگیر می‌سازیم. همچنین با پیروی از قرآن و اسلام ناب تاکید داریم که همه باید ذیل این پرچم قرار بگیریم یعنی پرچم اسلام ناب محمدی که تضمین‌کننده سعادت همه انسان‌هاست؛ بی‌هیچ تبعیضی اعم از شرقی و غربی.
 
این‌که رویکرد ما به همگرایی «ایران فرهنگی» در همین راستاست یعنی آنها امور داخلی و سیاسی مستقل خودشان را دارند... در این خصوص توضیح می‌فرمایید؟
در همان راستای محکم‌کردن پیوندهای انسانی و متعهدانه میان همه مردم جهان باهربخشی از جهان مثل ایران فرهنگی که نقطه‌های مشترک فراوان داریم برپایه همان اشتراک‌های فرهنگی حرکت کنیم. یا با بخشی از جهان که اعتقادات مشترک داریم باید برپایه همان حرکت کنیم بخصوص با امت اسلامی؛که بیش از50کشورمسلمانندوباید زمینه‌های پیوند وهمگرایی‌مان را تقویت کنیم.بنابراین برای ما وضع جغرافیایی فعلی گرچه محترم است اما مانع گفت‌وگو و ارتباط و تبادل تمدن و همگرایی فرهنگی نخواهد بود.حتی بابخش‌هایی از مردمان درغرب هم باید برپایه نقاط مشترک عدالت‌طلبی، آزادیخواهی، پرهیز از استکبار، برادری انسانی و... مکالمه کنیم. البته این مولفه‌ها در درجات مختلفی از کارآمدی قرار دارد که می‌تواند هرکدام از آنها برای ما الهام‌بخش باشد و بتوانیم حداکثر بهره را از ظرفیت‌های مشترک ببریم و به نوعی به آنها فعلیت ببخشیم که ان‌شاا... در راستای شکل‌گیری و برپایی تمدن نوین اسلامی پیش‌برویم که به یک معنا همان تمدن نوین انسانی و فطری است.
 
می‌رسیم به جایگاه رایزنان فرهنگی‌مان در این‌باره؛ برخی سیستم رایزنان فرهنگی را کارآمد نمی‌دانند.
 البته من معتقد نیستم که دستاوردی نداشتند.آنها زحمت می‌کشند. اتفاقا نباید حتما ما [داخلی‌ها] دستاوردهایشان را ببینیم؛ منظور این‌که بایددرهمان محیط کارشان آثارواقعی داشته باشد.مثلارایزن فرهنگی دریک کشوراروپایی بایدباانسان‌های حقگراو عدالت‌طلب، همگرایی ایجاد کند.تلاش کندزمینه‌های زبان مشترکی راکشف کرده وگسترش بدهد که احیانا بین ماوجود دارد تا بذرهای عدالت‌خواهی، برادری انسانی،اندیشیدن درباره تمدنی دیگر را بشناسانند، بیفشانند و بپرورند؛ آن تمدن دیگر، دارای محاسن تمدن کنونی است اما نارسایی‌ها و آسیب‌های فعلی را ندارد.

علی مظاهری - روزنامه‌نگار