مردم‌ستیزی و دشمنی با قانون

وارونگی؛ قضاوت علیه عدالت

مردم‌ستیزی و دشمنی با قانون

در بازجویی‌ها، ساواک و موساد خوب به التقاط سازمان و ویژگی‌های کافرانه و ملحدانه و روشنفکرانه جریانی در سازمان مثل تقی شهرام و خصوصیت منافقانه و قدرت پرستانه و شبه روشنفکری رجوی پی بردند. پس ساواک تحت هدایت موساد برای هر یک نقش و سناریوی ویژه‌ای را طراحی کرد. این دو و دستیارانشان، ظاهرا بی‌خبر از نقش از پیش تعیین شده خویش در تور سناریوی ناگفته دستگاه امنیتی رژیم شاه بودند یا خود را به بی‌خبری و سفاهت می‌زدند. پروژه فرار شهرام از زندان ساری بی‌شک پروژه طراحی شده موساد بود. با اطمینان یافتن ساواک دال بر الحاد درونی و تمایلات مارکسیستی نهان تقی شهرام و حرص منافقانه و سازشکارانه رجوی برای کسب قدرت که به همکاری او با ساواک منجر شد، معلوم بود که هر یک در چه مسیر دلخواه رژیم شاه می‌توانند عمل کنند و عملا هم در آن جاده پیش خواهند رفت. برنده عملکرد قابل پیش بینی‌شان رژیم شاه بود. با مارکسیست کردن سازمان به‌وسیله شهرام، مجاهدین خلق، پایه بزرگ اجتماعی و سیاسی مردمی‌شان را یعنی بازار و روحانیت را از دست دادند و جذب مارکسیست نشده‌ها به وسیله رجوی کنترل شدند که در واقع کنترل غیر مستقیم‌شان بود به‌وسیله ساواک از زندان و در زندان برای منافع آینده و تحولات مقتضی. نفع مسلم زنده نگه داشتن رجوی، اداره غیر مستقیم اینان به‌وسیله رژیم، بزرگ‌ترین پیروزی برای حکومت شاه در برخورد هوشمندانه به جنگ چریکی مجاهدین و نابودی‌شان به دست خودشان بود. وقتی هم که انقلاب شد، نفع رجوی برای پروژه‌های آمریکا صد چندان شد.

سنت تروریستی مجاهدین و عادت روحی به پیشبرد نیات قدرت خواهی با ترور، آنان را به آلترناتیو حریص برای قدرت انقلاب به چشم همه قدرت‌های فرعونی و دشمنان غربی انقلاب و نیرو و نامزد اصلی شروع خشونت و کشتار سراسری و فرا قومی، علیه انقلاب اسلامی بدل کرد. سیا نیروهای گوناگونی برای مهار انقلاب در آستین داشت، از میان اپوزیسیون لیبرال مذهبی و غیرمذهبی و رفرمیستها و مارکسیست‌ها و لیبرال داخلی و خارجی و دانشجویان ایرانی در اروپا و آمریکا و... همه جور آدم در کلاه شعبده و آستین جادویش پنهان بود که مستقیم یا غیرمستقیم هدایت و پشتیبانی‌شان می‌کرد.
جنایت در ایران و برابر انقلاب آزادی بخش با تروریسم جنون‌کار منافقین آغاز گشت. در هر دادگاهی نقش اپوزیسیون غربگرا و فرقه رجوی در شروع جنایت‌های خشن و مسلحانه فاشیستی را اثبات و مسجل توان کرد.
آنان شروع کننده ظالم جنایت و خشونت و مستوجب محکومیت در هردادگاه صالح برای مجازاتند و نه آن‌که شاکی در محاکمه نظام انقلابی و مظلوم و کشتار شده باشند و جمهوری اسلامی را به دروغ آغازگز قتال و ظالم وانمود سازند.
بیایید مرور تکرار مکررات کنیم تا به دولت دروغگوی سوئد نقش منافقین را یادآوری کنیم.
1-اولین جرم فرقه‌ای که در ۲۲ بهمن ۵۷ با استفاده از نام سازمان فروپاشیده شده چریکی که هدف اصلیش را مبارزه با آمریکا و دیکتاتوری دست نشانده‌اش و خود را سازمان مجاهدین خلق معرفی می‌کرد آن بود که روش دو رو و نیرنگ بازانه‌ای برابر انقلاب اسلامی در پیش گرفت. 97 درصد مردم ایران از انقلاب خود و از نظام زاده شده از انقلاب اسلامی دفاع می‌کردند که رهبری آن جز به نام امام خمینی (ره) در ایران و جهان شناخته نمی‌شد و فرمان امام را مطاع می‌دانستند اما فرقه رجوی در باطن، به‌رغم قائد کبیر کردن‌های منافقانه، این رهبری را قبول نداشت و این راز را پنهان می‌کرد و پنهانی فرمان او را زیر پا می‌نهاد.
قیام مردم در ۲۲بهمن نظام پهلوی را از هم گسست. همه ملت ایران اموال عمومی و دولتی و حکومتی را تحت فرمان امام مورد مراقبت قرار دادند اما نیروهای خائن اندک، ساواکی‌ها و گروه‌های محارب با انقلاب و منافقین ضد این عمل کردند. سلاح‌های پادگان‌ها را دزدیدند و پرونده‌ها و مدارک سری را به سرقت بردند و کمی بعد بخشی را وسیله معامله به قدرت سلطه جوی همسایه ایران، شوروی قرار دادند و خیانت آشکار کردند. این خود اولین گام دشمنی و جرم بزرگشان بود که خبر می‌داد پیشگام خیانت و نقشه‌های خشن علیه انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و آنان را در جایگاه بنا نهنده و شروع کننده خیانت و خشونت و جنایت علیه منافع ملی معرفی می‌کند و نشان می‌دهد این گروه آزاد شده از زندان شاه به دست انقلاب اسلامی چگونه از آغاز با بهره از اعتبار گذشته سازمان مجاهدین خلق که ضد رژیم پهلوی به عنوان نوکر امپریالیسم بود و دشمن اصلی مردم ایران و هدف مبارزه‌اش را آمریکا و قطع کردن دست دخالت و چپاول و وابستگی او و سرنگونی کارگزار دیکتاتورش معرفی می‌نمود، سوء استفاده کرد و بنای جنگ با انقلاب ضد دیکتاتوری و ضد وابستگی به قدرت‌های متجاوز و غارتگر جهانی را به سود شیطان بزرگ پی ریخت.
2-جرم اجتماعی و سیاسی دیگر و جنایت دیگر سازمان منافقین بعد از انقلاب اسلامی، آن است که برای کسب قدرت منافقانه به نفی انقلاب عظیم مردمی پرداختند که با بیش از 97درصد آرای خود، جمهوری اسلامی را به جای نظام پیرامونی و دیکتاتوری پهلوی برگزیده بودند و منافقانه با اراده، آگاهی، تصمیم، نقشه و برنامه و سازماندهی و اجرا، گام در راه سرنگونی‌اش نهادند. سازمان رجوی با تشکیل گروه مسلح از نوجوانان و جوانان، جدا از فرمان و رهبری امام خمینی (ره)، رهبر بلامنازع انقلاب، برای نابودی انقلاب اسلامی و پنهان نگه داشتن هدفش در حالی که خود را مدافع انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و رهبری امام خمینی (ره) وانمود می‌کرد و از رهبر انقلاب به نام قائد بزرگ نام می‌برد، نشان داد مجرم ، مصداق کامل عمل مجرمانه ، فریبکاری ، کذب علنی و دروغگویی تشکیلاتی بوده است.
3-قانون ستیزی و گردن ننهادن به قانون و خواست ملت در هر نظام در جهان جرم مسلم است؛ آن هم قانونی که با آرای مستقیم یک ملت با اکثریت قاطع مشروعیت یافته و آن هم ستیزی که وجه براندازانه و نقشه عمل مسلحانه و نظامی و تدارک خشونت و خونریزی‌اش کاملا مسجل بوده است و مسؤولیت کشتارهای آتی را بر دوش این سازمان قطعیت می‌بخشد.

ماکیاولیسم نیچه‌ای رجوی
رجوی نقش خود را در خدمت به گیم آمریکا به بهترین وجه عمل کرد و ضمنا بی‌محابا هر حیثیت انسانی را فدای قدرت خواهی خویش کرد. او از هر ارزش اخلاقی و هر شرافتی برای کسب قدرت چشم پوشید. ماکیاولیسم نیچه‌ای رجوی به سرعت فرقه او را به جنایتکار بی‌رحم و آدمکش بدل کرد. او از همان اولین روز پیروزی انقلاب امام به تدارک سلاح و تشکیل میلیشیا و ارتباط با اجنبی علیه انقلاب اسلامی پرداخت. او کنار نقش صدام در شروع جنگ خارجی، رهبر جنگ داخلی و تروریسم وحشی شد. همگام احزاب خائن به مردم و ایران، همسو با تجزیه طلبان بی‌رحم چون حزب دموکرات ، کومله خلق عرب، خلق کرد ، خلق بلوچ و... و احزاب یک شبه روییده، پیشگام اجرای پروژه موساد و سیا در به‌راه انداختن جنگ داخلی شد. نیروهای متوهم خشونت‌گرا چون پیکار ،فدایی ، رزمندگان ، اتحادیه کمونیست‌ها ، رنجبران و... برابر وحشیگری رجوی و سازمان حریصش لنگ انداختند.

احمد میراحسان - مستندساز و پژوهشگر