گریز از سرگردانی
خوشبختانه طی این چهار دهه سریالهای غنی و جاندار و باكیفیت در رسانه ملی تولید شده است. سریالهایی كه بسیاری از آنها قابلیت عرضه به عنوان محصول سالم به كشورهای مسلمان را دارند، ولی به نظر میرسد مدتی است كه سریالهایمان گرفتار نوعی تكرار و رخوت شده است.
چرا باید سریالهایی بسازیم كه نه جوابگوی تفریح و سرگرمی مردم باشد و نه در مواعیدی مانند محرم و صفر ارتباط معنوی آنان با مقدسات را بیشتر كنند؟
قادریم كه حتی سریالهای رمانتیك و تراژدی را هم به صورت معناگرا و در جهت طرح مبانی دین ارائه كنیم، ولی كم و بیش خوب عمل نمیكنیم و انگار در یك حالت سرگردانی به سرمیبریم.
برای رهایی از سرگردانی باید سریالهایی ساخت كه هم غموهم شادی مردم و هم مسائل و موضوعات روز را به موقع به تصویر بكشند. سریالهایمان باید استخوانبندی محكم داشته باشد و باید از شخصیتپردازی دقیق و همذاتپندارانه برخوردار شود.
اگر سریالهای خوب و مبتنی بر اصول بسازیم یقینا ماندگار خواهند بود و همیشه و در هر زمانی قابلیت جذب مخاطب دارند و همواره همان تازگی و جذابیت خودشان را خواهند داشت.
نباید سریالهایی تولید شود كه حتی یكبار هم ارزش دیدن ندارند و مردم رغبت نمیكنند كه دوباره آنها را ببینند، بلكه باید مجموعههایی ساخته شود كه ارزش آرشیو داشته باشند تا بارها دیده شوند و مخاطبان از تماشای آنها حظ ببرند.
اگر بخواهم نام ببرم ممكن است برخی همكاران دلخور شوند، ولی چرا باید سریالهایی ساخته شود كه حتی پنج قسمت آنها هم جذابیت ندارد؟ سرگردانی در خلق داستانهای ملموس است كه تولید چنین سریالهایی را رقم میزند وگرنه این كشور 80میلیونی لااقل یك میلیون هنرمند ارزنده دارد كه با تكیه بر آنها میتوان صدها محصول شایسته برای رسانه ملی تولید كرد.




