انتشار تازهترین کتاب از مجموعه نشر جامجم در آستانه نمایشگاه کتاب
باید اینجا «دنکیشوت» گریه میکرد!
کتابخوانها آدمهای عجیبی هستند. گاه هیچ خصیصه مشترکی میان این جماعت نمیتوان یافت جز اینکه همه آنها کتابخوانند اما به اندازه تعداد همه خورههای کتاب آدابهای متفاوتی میتوان یافت. از شیوه انتخاب کتابشان برای خواندن، اینکه در چه حوزهای باشد، یا اینکه کتاب را با نویسندهاش انتخاب میکنند یا با ناشرش میشناسند، یا اصلا خود آداب کتابخوانیشان شامل چه مناسکی است، شب و در خلوت میخوانند یا در مترو و اتوبوس هم دست به کتابند؟ همه این موارد است که نوع کتابخوانی آنها را مشخص میکند. کتاب تازه انتشارات جامجم رفته است سراغ همین مناسک.
«آدابکتابخواری» مجموعه روایتهای احسان رضایی است از خاطرات کتاب و کتابخوانی خودش که از دل هرکدام، به یکی از مسائل و موضوعات مرتبط با کتاب و کتابخوانی پرداخته است. این کتاب هم در ادامه دیگر کتابهای انتشارات جامجم در دسته ناداستانها قرار میگیرد. احسان رضایی سالها خبرنگار و دبیر سرویس ادبیات در مطبوعات مختلف بوده و در برنامههای کتاب رادیو و تلویزیون هم حضور داشته که ازجمله او را با گفتوگوهایش با سروش صحت در «کتابباز» به خاطر میآوریم. در این کتاب برای نمونه در روایت «از متن به حاشیه» به یادداشتهایی که در حاشیه کتابها نوشته میشود پرداخته شده و این یادداشتها به پنج گروه تقسیم شدهاند. آغاز یکی از این روایتها بسیار خواندنی است. او در بخشی از یکی از روایتهایش به خاطره خرید کتاب «دنکیشوت» با ترجمه قاضی اشاره میکند. او مینویسد: «اولینبار را هنوز یادم هست. برای خرید دنکیشوت ترجمه محمد قاضی، که آن روزها نایاب بود، همراه با آشنایی که حکم ویرژیل منظومه دانته را داشت، از راهروها و دهلیزهای تودرتوی پاساژهای انقلاب رفته بودیم تا یک کتابفروشی کوچک که تویش کتابها به شکل ستونهایی منظم تا سقف روی هم چیده شده بود و آقای کتابفروش، در عین حیرت من، جای هر کتابی را وسط این توده بههمپیوسته میدانست. گفتم دنکیشوت و آقای کتابفروش انگار که اسم رمز شنیده باشد، بلند شد و از یک جایی در وسط ستون چندم از طرف پنجره، دو جلد کتاب بیرون کشید. گفت چاپ قبلیاش را هم دارم. ولی این بهتر است. قاضی تجدید نظر کرده. تازهکار بودم و نمیدانستم چی باید جواب بدهم. سعی کردم خودم را با ورقزدن کتاب مشغول نگهدارم که یکباره چیزی توجهم را جلب کرد. کسی در حاشیه یکی از صفحات با خودکار نوشته بود باید اینجا دنکیشوت گریه میکرد.»
«آدابکتابخواری» مجموعه روایتهای احسان رضایی است از خاطرات کتاب و کتابخوانی خودش که از دل هرکدام، به یکی از مسائل و موضوعات مرتبط با کتاب و کتابخوانی پرداخته است. این کتاب هم در ادامه دیگر کتابهای انتشارات جامجم در دسته ناداستانها قرار میگیرد. احسان رضایی سالها خبرنگار و دبیر سرویس ادبیات در مطبوعات مختلف بوده و در برنامههای کتاب رادیو و تلویزیون هم حضور داشته که ازجمله او را با گفتوگوهایش با سروش صحت در «کتابباز» به خاطر میآوریم. در این کتاب برای نمونه در روایت «از متن به حاشیه» به یادداشتهایی که در حاشیه کتابها نوشته میشود پرداخته شده و این یادداشتها به پنج گروه تقسیم شدهاند. آغاز یکی از این روایتها بسیار خواندنی است. او در بخشی از یکی از روایتهایش به خاطره خرید کتاب «دنکیشوت» با ترجمه قاضی اشاره میکند. او مینویسد: «اولینبار را هنوز یادم هست. برای خرید دنکیشوت ترجمه محمد قاضی، که آن روزها نایاب بود، همراه با آشنایی که حکم ویرژیل منظومه دانته را داشت، از راهروها و دهلیزهای تودرتوی پاساژهای انقلاب رفته بودیم تا یک کتابفروشی کوچک که تویش کتابها به شکل ستونهایی منظم تا سقف روی هم چیده شده بود و آقای کتابفروش، در عین حیرت من، جای هر کتابی را وسط این توده بههمپیوسته میدانست. گفتم دنکیشوت و آقای کتابفروش انگار که اسم رمز شنیده باشد، بلند شد و از یک جایی در وسط ستون چندم از طرف پنجره، دو جلد کتاب بیرون کشید. گفت چاپ قبلیاش را هم دارم. ولی این بهتر است. قاضی تجدید نظر کرده. تازهکار بودم و نمیدانستم چی باید جواب بدهم. سعی کردم خودم را با ورقزدن کتاب مشغول نگهدارم که یکباره چیزی توجهم را جلب کرد. کسی در حاشیه یکی از صفحات با خودکار نوشته بود باید اینجا دنکیشوت گریه میکرد.»
تیتر خبرها




