دستورالعمل برگزاری نمایشگاه از دورههای قبل، کپی شده است
نمایشگاه کتاب تهران، دو سال نتوانست میزبان ناشران و علاقهمندان کتاب باشد. شیوع ویروس کرونا، قرنطینه و رعایت فاصله اجتماعی، نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را نیز مانند بسیاری از رویدادها و اجتماعات دیگر به دنیای مجازی سوق داد و حالا با عقب کشیدن این ویروس، باردیگر نمایشگاه کتاب تهران به صورت حضوری در مصلای تهران برگزار میشود، بدون اینکه طی این دو سال هیچ اقدام یا برنامهای برای تغییر یا ارتقای نمایشگاه صورت گرفتهباشد با به قول رضا حاجیآبادی، مدیر انتشارات هزاره ققنوس، دستورالعمل برگزاری از دورههای قبل، کپی و اجرا شدهاست.
این دو سال دوری از برنامههای اجرایی و تعطیلی نمایشگاه کتاب تهران، میتوانست فرصتی باشد در بازنگری ساختارهای اجرای نمایشگاه یا حتی برنامهریزی درباره مکان و شرایط برگزاری آن اما به نظر میرسد، این زمان از دست رفتهاست. به اعتقاد حاجیآبادی حل مشکلات نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بیشتر از هر چیز، نیازمند بازنگری است.
او در این باره تصریح کرد: «ناشران آثار ادبی، آوارهترین بخش فرهنگ در کشورمان هستند. چون در این بخش به اندازه کافی آیندهنگر نیستیم. بیشتر از سه دهه است نمایشگاه با همین منوال برگزار میشود، بدون هیچ تغییر و بازنگری. باید جایی ایستاد و به این فکر کرد، شاید لازم باشد شکل اجرایی نمایشگاه تغییر کند.»
این ناشر، روشن شدن ماهیت نمایشگاه کتاب را ضروری میداند و میگوید:«شاید نمایشگاه کتاب نیاز به تغییرات ماهوی داشتهباشد، شاید بشود مثل نمایشگاه کتاب فرانکفورت تمرکز بر فروش نباشد. شاید نیاز به تغییر ماهوی باشد یا مثلا شاید بد نباشد مثل نمایشگاه فرانکفورت، بخش فروش محدود شود تا ببینیم به چه دستاوردهایی میرسیم.»
حاجیآبادی ضرورت تغییر در ماهیت نمایشگاه را نه تنها برای حل مشکلات آن، بلکه از جهات دیگری نیز ضروری میداند و توضیح میدهد:«متاسفانه صنعت نشر در کشورمان از تناسب و توازن خارج شده. طبق اعلام رسمی 16 هزار و آمار غیررسمی حدود 20 هزار ناشر در کشور داریم. در کشوری که 80 میلیون نفر جمعیت دارد اما تیراژ کتاب حدود 200 نسخه است و درصد خیلی کمی از مردم اهل مطالعه هستند، وجود این همه ناشر چه معنایی دارد؟»
به اعتقاد این ناشر، برگزاری نمایشگاه در چنین شرایطی بیشتر یک نمایش یا کارناوال فرهنگی است که جذابیت دارد، هیجان ایجاد میکند و مخاطب دارد اما به دستاوردهای موردنظر مدیران فرهنگی کشور منتهی نمیشود.
حاجیآبادی در این باره میگوید:«امروز که ناشر هستم و زمانی که ناشر نبودم در نمایشگاه شرکت میکردم، با خانواده هم به نمایشگاه میرفتم، از هیجان موجود در نمایشگاه لذت میبردم و کتاب هم میخریدم اما آیا هیجان نمایشگاه به تغییر فرهنگ میانجامد و عادت به کتابخوانی را ایجاد میکند؟»
به گفته حاجیپور، زمانی نمایشگاه کتاب و دیگر برنامههای فرهنگی دولت به هدف و ثمره رسیده که در مترو، اتوبوس و تاکسی، مردم را در حال کتاب خواندن ببینید. او تاکید میکند:«در کشورهایی که سرانه مطالعه بالاست، مردم را همهجا در حال مطالعه میبینید حتی در هواپیما؛ در قطارهای بینشهری یک کتاب را کامل به پایان میرسانند چون به کتابخواندن عادت کردهاند. ما به چنین تغییری نیاز داریم و از همین روست که برگزاری نمایشگاه کتاب باید بازنگری شود.»
به اعتقاد مدیر انتشارات هزاره ققنوس، در واقع فلسفه برگزاری نمایشگاه مشخص نیست. حاجیآبادی تصریح میکند:«اگر هدف نمایشگاه، فروش کتاب است، چرا من در غرفه خودم نمیتوانم کتاب ناشر دیگری را بفروشم؟ و اگر این هدف نمایشگاه نیست، چرا چند دهه برگزاری آن تاثیری در بهبود اوضاع نشر نداشتهاست؟ اگر به فلسفه برگزاری نمایشگاه فکر شود، مشکلات آن قابل رفع خواهدبود.»
این دو سال دوری از برنامههای اجرایی و تعطیلی نمایشگاه کتاب تهران، میتوانست فرصتی باشد در بازنگری ساختارهای اجرای نمایشگاه یا حتی برنامهریزی درباره مکان و شرایط برگزاری آن اما به نظر میرسد، این زمان از دست رفتهاست. به اعتقاد حاجیآبادی حل مشکلات نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بیشتر از هر چیز، نیازمند بازنگری است.
او در این باره تصریح کرد: «ناشران آثار ادبی، آوارهترین بخش فرهنگ در کشورمان هستند. چون در این بخش به اندازه کافی آیندهنگر نیستیم. بیشتر از سه دهه است نمایشگاه با همین منوال برگزار میشود، بدون هیچ تغییر و بازنگری. باید جایی ایستاد و به این فکر کرد، شاید لازم باشد شکل اجرایی نمایشگاه تغییر کند.»
این ناشر، روشن شدن ماهیت نمایشگاه کتاب را ضروری میداند و میگوید:«شاید نمایشگاه کتاب نیاز به تغییرات ماهوی داشتهباشد، شاید بشود مثل نمایشگاه کتاب فرانکفورت تمرکز بر فروش نباشد. شاید نیاز به تغییر ماهوی باشد یا مثلا شاید بد نباشد مثل نمایشگاه فرانکفورت، بخش فروش محدود شود تا ببینیم به چه دستاوردهایی میرسیم.»
حاجیآبادی ضرورت تغییر در ماهیت نمایشگاه را نه تنها برای حل مشکلات آن، بلکه از جهات دیگری نیز ضروری میداند و توضیح میدهد:«متاسفانه صنعت نشر در کشورمان از تناسب و توازن خارج شده. طبق اعلام رسمی 16 هزار و آمار غیررسمی حدود 20 هزار ناشر در کشور داریم. در کشوری که 80 میلیون نفر جمعیت دارد اما تیراژ کتاب حدود 200 نسخه است و درصد خیلی کمی از مردم اهل مطالعه هستند، وجود این همه ناشر چه معنایی دارد؟»
به اعتقاد این ناشر، برگزاری نمایشگاه در چنین شرایطی بیشتر یک نمایش یا کارناوال فرهنگی است که جذابیت دارد، هیجان ایجاد میکند و مخاطب دارد اما به دستاوردهای موردنظر مدیران فرهنگی کشور منتهی نمیشود.
حاجیآبادی در این باره میگوید:«امروز که ناشر هستم و زمانی که ناشر نبودم در نمایشگاه شرکت میکردم، با خانواده هم به نمایشگاه میرفتم، از هیجان موجود در نمایشگاه لذت میبردم و کتاب هم میخریدم اما آیا هیجان نمایشگاه به تغییر فرهنگ میانجامد و عادت به کتابخوانی را ایجاد میکند؟»
به گفته حاجیپور، زمانی نمایشگاه کتاب و دیگر برنامههای فرهنگی دولت به هدف و ثمره رسیده که در مترو، اتوبوس و تاکسی، مردم را در حال کتاب خواندن ببینید. او تاکید میکند:«در کشورهایی که سرانه مطالعه بالاست، مردم را همهجا در حال مطالعه میبینید حتی در هواپیما؛ در قطارهای بینشهری یک کتاب را کامل به پایان میرسانند چون به کتابخواندن عادت کردهاند. ما به چنین تغییری نیاز داریم و از همین روست که برگزاری نمایشگاه کتاب باید بازنگری شود.»
به اعتقاد مدیر انتشارات هزاره ققنوس، در واقع فلسفه برگزاری نمایشگاه مشخص نیست. حاجیآبادی تصریح میکند:«اگر هدف نمایشگاه، فروش کتاب است، چرا من در غرفه خودم نمیتوانم کتاب ناشر دیگری را بفروشم؟ و اگر این هدف نمایشگاه نیست، چرا چند دهه برگزاری آن تاثیری در بهبود اوضاع نشر نداشتهاست؟ اگر به فلسفه برگزاری نمایشگاه فکر شود، مشکلات آن قابل رفع خواهدبود.»




